ارغوانارغوان، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره

شادی خونه ما

وروجک شیطون من

وای عسلی مامان شما خیلی شیطونی ها. اصلا باورم نمیشه که تازه دارم میرم تو هفته بیستم و شما اینطور به مامانی لگد میزنی. قشنگ مامان عاشق لگد زدناتم. دیشب که داشتم تلویزیون نگاه میکردم، تقریبا خودم رو جمع کرده بودم که یهو شما ٣ تا ضربه محکم زیر دلم ، تقریبا متمایل به راستوارد کردی. ..از بس راحت طلبی عشقم قبلش بابایی داشت میگفت رو مبل دراز بکش که راحت تر باشین اما من بهش گفتم اینطوری بهتره و معمولا وقتی اینطوری میشینم شما به خاطر راحت طلبی بالاتون به مامانی ضربه میزنی... بابایی خندید و گفت خیلی بدجنسم و هروقت بیای بهت میگه که من برای اینکه لگد بزنی چه کار میکردم... تو همین ح...
29 فروردين 1391

چهارمین سونوی ارغوان جان در پایان 18 هفتگی

دیروز که بعد از تقریبا 1 ماه رفته بودیم سونو، شما شکر خدا صحیح و سالم بودید. وزنتون 230 گرمبود. خانم دکتر گفت که رشدت عالیه و با اینکه مامان وزنم خیلی تغییر نکرده شما در سلامت کامل به سر میبرین. قشنگ مامان یه عکس قشنگ از فیلمت گرفتم میذارم تا بعدا ببینی چقدری بودی.( البته اولین باری که دیدمت 3 سانت بودی و مامان بزرگ و بابابزرگ هروقت میخواستن حالت رو بپرسن می گفتن 3 سانتی ما چطوره............) ...
26 فروردين 1391

اولین حس مادر بودن

دارم کم کم احساس میکنم که شما هستی. امروز ٢٠ فروردینه و من از صبح تا حالا به دفعات زیاد احساست کردم. اولین بار، این حس رو غروب ١٣فروردین وقتی منتظر بابایی بودم تا بستنی بخره تجربه کردم. یه حس غریب که باورکردنی هم نبود اول فکر کردم خیاله به بابا محسن هم گفتم و اونم خیلی ذوق کرد و به مامانی روحیه میداد که حتما حتما شما بودی. اما الان تکون ها خیلی بیشتر شده مخصوصا امروز ...
20 فروردين 1391
1